پیامها

سڵاوێکی دووباره

ئەخە کوو ئەوە وەزعە؟ 

چۆن دەبێ مرۆڤ مەڵپەڕی هەبێت و ساڵهای ساڵ بابەتێک دانەنێت؟! 

نوسینیشم لەبیر چۆتەوە 

ئاخ لە چەنگت تێلێگڕام، چیت کرد؟ 

هەڵبەت هەر ئاخ تێلێگڕام نا، پزیشکیش لە ژیانی ئاسایی دوورت دەکاتەوە و دێتە نێو هەموو خانەکانی لەشت و داگیری دەکات. 

ڕۆژانێکی خۆش بوو ئەو کاتانەی لەسەر وێبلاگی خۆم و وێبلاگی کلاسمان بابەتم دادەنا، که‌چی هاتنی تێلێگڕام هەموو نوسین و داهێنانێکی لەبیر بردمەوە. لە بیر که چ بڵێم، خولیای نوسینی مراند. 

ڕاستە ٣ یان ٤ ساڵە لێرە نەماوم و تەنیا وڵامی کۆمێنتەکانم داوەتەوە، بەڵام بەردەوام ئێرەم لە یادەو ڕۆژێک هەر دەگەڕێمەوە بۆ گێڕانەوەی هەرچی ڕووی داوه

ئێستا کاژێر ٣ و ١٢ خولەکی بەرەبەیانی ڕێکەوتی ٢٤ی خاکەلێوەی ١٣٩٧ی کۆچیه و من لە ژووری ٢٦ی نهۆمی ٤ی خابگای گوڵستان لە گەڕەکی ساری‌زەمی لە تەورێز ڕاکشاوم. 

سەلاح 😊

انتشارات کردستان | نمایشگاه بین المللی تهران

انتشارات کردستان

انتشارات کردستان

گفتم آدرس انتشارات کردستان در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رو براتون بذارم | برا کسایی ک میرن نمایشگاه ی سریم ب اینجا بزنن

سالن ناشران عمومی | راهرو 24 | غرفه 16

البته بعدش ک رفتم، دیدم که غرفه انتشارات آنا، کانی، زانست کتابهای بیشتر و بهتری داره

ضمنا کتب هه نبانه بورینه عبدالرحمان شرفکندی و ترجمه قانون در طب ابن سیناشم تو انتشارات سروش گیر میان ک فک کنم سروش تو سه بخش دانشگاهی, عمومی و کودکان مستقره؛

بخش عمومیش: شبستان- راهرو 11 غرفه 24  و بخش ناشران دانشگاهیشم سالن 18 غرفه 259 هستش

انتشارات دیگری همچون آراس, شیخی, احمد جام و احسان  هم تا کتاب کردی دارن منتها اونجا تعدادشون کمه و اکثرا مذهبی و اینا هستن؛ 

برا جستجوی دقیق تر کتب خاص میتونید اینجا کلیک کنید البته برخی انتشارات کتبشون رو نذاشتن؛ ضمنا زمان نمایشگاه 10 الی 20 اردیبهشت ماه 93 هستش؛ خودمم روز 19 اردیبهشت اونجا خواهم بود!

آموزش تصویری کوردی کرمانجی (شکاکی)

آموزش تصویری کوردی کرمانجی

آموزش تصویری کوردی کرمانجی

پاییز امسال رو سایت آپارات مجموعه آموزشی جالبی در حال آپلود بود ک در طی چند روز ک دانلودش میکردم کامل شدند؛ این مجموعه شامل 60 درس به صورت تصویری و با روشی مدرن و ب مثل آموزشهای زبان انگلیسی برای لهجه کرمانجی زبان کردی در دانشگاه سوربن فرانسه ساخته شده است؛ یعنی در این فایلها شما از صفر هم آموزش مکالمه کوردی کورمانجی (شکاکی هم ک شاخه ای از آن است) و هم آموزش نوشتن کردی را با الفبای لاتین همزمان بهتون یاد میده؛ یادگیری آن خیلی جذاب و کاربردی خواهد بود؛ ینی من ک تا بحال 10 درس رو گوش کردم خیلی راحت تر با یکی از همکلاسیام ک اهل ئامید هستش نسبت ب قبل حرف میزنم و ی جورایی با گوش کردن چند درس میدونی ک بابا انقدر هم سخت نیست ک میگن و یا تو آهنگ ها و یا برنامه ها می شنویم؛ ینی اصن سخت نیست و خیلی وقتا خندم میگیره ک میبینم ی اسم انقد جالب و پر به پیستی! را برا ی شئ انتخاب کردن! از سلام علیک گرفته تا گفتگو و الفبا و صرف فعل و دستورات رو در عین مکالمه های زبان انگلیسی ک شاید دیدین بهتون یاد میده نه اینکه دستور بگه و مثال بزنه؛ اول حرف میزنن با هم بعد موشکافی میکنه!

برا کساییم ک شاید آشنایی نداشته باشن با کورمانجی ی معرفی رو از ویکی پدیا در ادامه مطلب گذاشتم؛ برای دانلود فایلها و خواندن توضیحات روی ادامه مطلب و یا « بیشتر بخوانید » کلیک کنید

بیشتر بخوانید »

نتیجه آزمون علوم پایه

نتیجه آزمون علوم پایه

نتیجه آزمون علوم پایه

بالاخره امروز 28 اسفند 92 نتایج آزمون جامع علوم پایه پزشکی ک 15 اسفند شرکت کرده بودم، هم اومد و خوشبختانه قبول شدم و وارد دوره دوم آموزش پزشکی یعنی دوره فیزیوپاتولوژی شدم؛ این دوره یک سال هستش ک شامل چندین کورس هستش؛ در هر کورس یکی از دستگاههای یا بخش های سازنده بدن انسان رو با تمام جزئیات لازم از جمله ساختار، حالت سلامتی، حالات بیماری، مسایل ژنتیکی و محیطی مرتبط، پیشگیری، عوارض و درمانهای مربوطه رو مرور و یا خواهیم خواند؛ ب امید موفقیت…

كتاب صوتي چێشتی مجێور

كتاب صوتي چێشتی مجێور

كتاب صوتي چێشتی مجێور

همانطور ک در مطلب قبلیم گفته بودم کتاب صوتی چیشتی مجیور رو ب زودی گیر میارم و تا قبل از شروع کلاسای بعد نوروزم تمومش میکنم؛ اونوقت ک پست قبلیمو گذاشتم و برگشتم تبریز، ب یکی از دوستام ک خود کتاب رو هم چند بار خونده بود گفتم ک کتاب صوتیشم اومده! گفتن ک دارم!!! گفتم پس چرا بهم نگفتی؟ گفتن ک آخه الآن دستم نیست؛ هی قرار بود ک برام بیارن و دیدن ک گمش کردن؛ آخر سر شب بعد از امتحان جامع علوم پایه ام ک روز 15 اسفند امتحان داشتم، رفتم خوابگاه بوستان و اونجا از یکی از هم ولایتی هام گرفتم؛ اومدم ک شروع کنم ب گوش دادن ولی یکی از هم کلاسیام ک شکست ب قول خودش عشقی خورده بود! هر شب میومد ک شاید من و هم اتاقیم بتونیم دردی براش دوا کنیم! ب خاطر اون نمیتونستم هدفون بذارم تو گوشم و خوب ادامش بدم؛ ی بار ساعت 4 شب رفتم نمازخونه و 4 قسمتشو گوش دادم و همونجا خوابم برده بود! روز پنج شنبه تصمیم گرفتم ک برگردم ب خونه ولی راننده پیرانشهر (سید خالد) گوشیشو برنمیداشت؛ یعنی امروز نیومدیم تبریز! فردا صبحش ساعت 05:30 پا شدم و 06:30 راه افتادم؛ تو اتوبوس 5 قسمت و الآن یعنی بعد از دو روز قسمت 24 هستم؛ از اون شب میخوام براتون آپلود کنم ولی سرعت اینترنت وحشتناک پایینه و فک کنم تا برنگردم دانشگاه نمیتونم آپلودش کنم چون حجمشون جمعا 1.8 گیگابایته؛ دیشب لپ تاپم تا صبح روشن بود ولی آخر سر آپلود یکی از 5 فایل زیپ هم تموم نشده بود و همش لغو شده بود؛ البته تو دانشگاه هم 2 روز بعد علوم پایه آپلودش کردم ولی ب دلیل مشکل داشتن فلش مموریم کیفیت صداشون خراب شده بود و نخواستم ی چیز بی کیفیت بذارم رو سایتم! چند بار تلاش میکنم و اگه تونستم آپلودش میکنم ولی اگه نشد میمونه واسه بعد تعطیلات و اونوقت براتون آپلود میکنم؛ در آخر برای کسایی ک آشنایی ندارند بگم ک چێشتی مجێور کتابی است حدود 500-600 صفحه و زندگی نامه ماموستا هژار شاعر، نویسنده و مترجم بزرگ کرد می باشد و در آن چیزایی هست ک ب درد هر کسی میخوره؛ از یک دانش آموز ساده و درس نخوان گرفته تا یک دانشجوی موفق، بازاری، کشاورز و هر کس دیگر؛ یعنی ب دلیل اینکه نویسنده کتاب فقط نویسنده نبوده و در طول عمرش هزاران کار انجام داده و ب این همه شهر و روستای کشورهای مختلف سفر کرده، گفته هایی رو گفته ک میتونه برا هر کسی پند باشه؛ این کتاب رو عبدالرحمن شرفکندی در اصل برای پسرش "خانی" نوشته ک شاید در طول زندگی ب دردش بخورد، بنابراین آن را با همان زبانی نوشته ک در مجالس خودش با آن حرف زده است نه اینکه لغات و آرایه های عجیب و غریب ب کار ببرد ب همین دلیل ب سادگی قابل فهم است؛ ضمنا اگر لغتی یا جمله ای برایتان قابل فهم نبود میتونید یا اون جمله رو بگین ک این ینی چی، یا اینکه شماره تراک مورد نظر و دقیقه و ثانیه اون رو بگین ک بگم چیه؛ البته اگه بلد بودم…

اینم امروز 26 اسفند اضافیدم: امروز 450 دقیقه یعنی 7ساعت و نیم شنونده کتاب صوتی چیشتی مجیور بودم  ولی خداییش امروز مغزم هنگ کرده انقد گوش کردم؛ تازه تا دیشب با هدفون گوش میکردم و آروم میگفت ولی امروز مادر بزرگ و خواهرمم میگفتن باید مام بشنویم ک چی میگه! بنابراین با اسپیکر پخشش میکردم و کل فضای خونه امروز صدای امید علی بود ک میگفت روزی فلان و روزی بهمان! الآن هم ساعت 1 شبه و اومدم اتاقم! ینی هیچ وقت اتفاق نیوفتاده ک من انقد تو هال خودمون بشینم! همیشه اتاق خودم و پشت لپ تاپم بودم ولی این کتاب لااقل حسن نشستن با خواهرم رو داشت ک معمولا ساز مخالف هم میزنیم؛ امروز یاد گرفتیم ک چند ساعت بدون "قیر و قاڕ" له کن یه‌ک دانیشین و به قول مادرم "به به‌ره‌ک هه‌ڵانه‌چین"!

برید ادامه مطلب! اینجا جاش نمیشه!

بیشتر بخوانید »

Scroll To Top