پیامها

كتاب صوتي چێشتی مجێور

كتاب صوتي چێشتی مجێور

كتاب صوتي چێشتی مجێور

همانطور ک در مطلب قبلیم گفته بودم کتاب صوتی چیشتی مجیور رو ب زودی گیر میارم و تا قبل از شروع کلاسای بعد نوروزم تمومش میکنم؛ اونوقت ک پست قبلیمو گذاشتم و برگشتم تبریز، ب یکی از دوستام ک خود کتاب رو هم چند بار خونده بود گفتم ک کتاب صوتیشم اومده! گفتن ک دارم!!! گفتم پس چرا بهم نگفتی؟ گفتن ک آخه الآن دستم نیست؛ هی قرار بود ک برام بیارن و دیدن ک گمش کردن؛ آخر سر شب بعد از امتحان جامع علوم پایه ام ک روز 15 اسفند امتحان داشتم، رفتم خوابگاه بوستان و اونجا از یکی از هم ولایتی هام گرفتم؛ اومدم ک شروع کنم ب گوش دادن ولی یکی از هم کلاسیام ک شکست ب قول خودش عشقی خورده بود! هر شب میومد ک شاید من و هم اتاقیم بتونیم دردی براش دوا کنیم! ب خاطر اون نمیتونستم هدفون بذارم تو گوشم و خوب ادامش بدم؛ ی بار ساعت 4 شب رفتم نمازخونه و 4 قسمتشو گوش دادم و همونجا خوابم برده بود! روز پنج شنبه تصمیم گرفتم ک برگردم ب خونه ولی راننده پیرانشهر (سید خالد) گوشیشو برنمیداشت؛ یعنی امروز نیومدیم تبریز! فردا صبحش ساعت 05:30 پا شدم و 06:30 راه افتادم؛ تو اتوبوس 5 قسمت و الآن یعنی بعد از دو روز قسمت 24 هستم؛ از اون شب میخوام براتون آپلود کنم ولی سرعت اینترنت وحشتناک پایینه و فک کنم تا برنگردم دانشگاه نمیتونم آپلودش کنم چون حجمشون جمعا 1.8 گیگابایته؛ دیشب لپ تاپم تا صبح روشن بود ولی آخر سر آپلود یکی از 5 فایل زیپ هم تموم نشده بود و همش لغو شده بود؛ البته تو دانشگاه هم 2 روز بعد علوم پایه آپلودش کردم ولی ب دلیل مشکل داشتن فلش مموریم کیفیت صداشون خراب شده بود و نخواستم ی چیز بی کیفیت بذارم رو سایتم! چند بار تلاش میکنم و اگه تونستم آپلودش میکنم ولی اگه نشد میمونه واسه بعد تعطیلات و اونوقت براتون آپلود میکنم؛ در آخر برای کسایی ک آشنایی ندارند بگم ک چێشتی مجێور کتابی است حدود 500-600 صفحه و زندگی نامه ماموستا هژار شاعر، نویسنده و مترجم بزرگ کرد می باشد و در آن چیزایی هست ک ب درد هر کسی میخوره؛ از یک دانش آموز ساده و درس نخوان گرفته تا یک دانشجوی موفق، بازاری، کشاورز و هر کس دیگر؛ یعنی ب دلیل اینکه نویسنده کتاب فقط نویسنده نبوده و در طول عمرش هزاران کار انجام داده و ب این همه شهر و روستای کشورهای مختلف سفر کرده، گفته هایی رو گفته ک میتونه برا هر کسی پند باشه؛ این کتاب رو عبدالرحمن شرفکندی در اصل برای پسرش "خانی" نوشته ک شاید در طول زندگی ب دردش بخورد، بنابراین آن را با همان زبانی نوشته ک در مجالس خودش با آن حرف زده است نه اینکه لغات و آرایه های عجیب و غریب ب کار ببرد ب همین دلیل ب سادگی قابل فهم است؛ ضمنا اگر لغتی یا جمله ای برایتان قابل فهم نبود میتونید یا اون جمله رو بگین ک این ینی چی، یا اینکه شماره تراک مورد نظر و دقیقه و ثانیه اون رو بگین ک بگم چیه؛ البته اگه بلد بودم…

اینم امروز 26 اسفند اضافیدم: امروز 450 دقیقه یعنی 7ساعت و نیم شنونده کتاب صوتی چیشتی مجیور بودم  ولی خداییش امروز مغزم هنگ کرده انقد گوش کردم؛ تازه تا دیشب با هدفون گوش میکردم و آروم میگفت ولی امروز مادر بزرگ و خواهرمم میگفتن باید مام بشنویم ک چی میگه! بنابراین با اسپیکر پخشش میکردم و کل فضای خونه امروز صدای امید علی بود ک میگفت روزی فلان و روزی بهمان! الآن هم ساعت 1 شبه و اومدم اتاقم! ینی هیچ وقت اتفاق نیوفتاده ک من انقد تو هال خودمون بشینم! همیشه اتاق خودم و پشت لپ تاپم بودم ولی این کتاب لااقل حسن نشستن با خواهرم رو داشت ک معمولا ساز مخالف هم میزنیم؛ امروز یاد گرفتیم ک چند ساعت بدون "قیر و قاڕ" له کن یه‌ک دانیشین و به قول مادرم "به به‌ره‌ک هه‌ڵانه‌چین"!

برید ادامه مطلب! اینجا جاش نمیشه!

دانلود کتاب صوتی چیشتی مجیور (شلم شوربا)

افزوده شده در روز چهارشنبه سوری 92 : چهارشنبه سوری هستش و منم نرفتم بیرون و ی آهنگ گذاشتم ک هیچ صدایی حتی ی بار اضافه بر آهنگ صماخ گوشمو نلرزونه و تو اتاقم دراز کشیدمو روبرم لپ تاپمه؛ خیلی وقت بود سرچش کرده بودم ولی ی جایی درست و حسابی گیرش نیاورده بودم؛ اما بالاخره تو ی وبلاگی ک مخصوص آهنگ و… بود گیرش آوردم و بر طبق ادعاشون خودشون آپلودش کردن؛ البته اون فایلایی رو ک من دارم از اونجا دانلود نکردم ولی خب فعلا لازم نیست دوباره آپلودشون کنم؛ کسایی ک میخوان با استفاده از دانلود منیجر دانلودش کنن میتونن ابتدا فایل زیر رو دانلود کنن و سپس در برنامه دانلود منیجر از منوی Tasks گزینه‌ی Import و سپس گزینه From IDM exported file رو بزنن و فایل دانلود شده رو انتخاب کنن؛ فایلهای مورد نظرتان رو جهت دانلود انتخاب کنید و یا جهت انتخاب همه دکمه Check All رو بزنین و ضمنا میتونید مسیر ذخیره سازی رو انتخاب کنید و سپس OK رو بزنید؛ به این ترتیب تمام تراک های کتاب به طور خودکار به لیست دانلودهای شما اضافه میشن و میتونید اونها رو دانلود کنید و یا برنامه دانلود منیجرتان رو طوری تنظیم کنید که ساعت 1 شب شروع ب دانلود و ساعت 7 صبح اتوماتیک خاموش شود؛ به این ترتیب هزینه ای جهت دانلود آن پرداخت نخواهید کرد و از ترافیک ADSLتان کم نمیشه و یا میتونید از همان لحظه شروع ب دانلودشان کنید؛

کتاب :                    چێشتی مجێور

نویسنده:      عبدالرحمان شرفکندی 

چاپ و آماده سازی: خانی شرفکندی

تعداد صفحات کتاب:                 581

………… دانلود کتاب صوتی کردی

خواننده :               ئومێد عه‌لی

ضبط و آهنگ گذاری: دلێر سه‌لیم

تعداد فایل:          91 تراک mp3

حجم هر فایل :       20 مگابایت

زمان هر فایل :   حدود 20 دقیقه

دانلود لیست فایلها ویژه برنامه Internet Download Manager

دانلود از سایت اکو سنندج

در صورت بروز هر نوع مشکل در دانلود، پخش و یا معنا میتونید از قسمت نظرات و یا ارتباط با من در بالای سایت اقدام کنید؛

13 نظر

  1. avatar

    عید را بهانه نمیکنم تا یادتان کنم چون بیادتان هستم!خوبی هایتان را بهانه میکنم تا این عید را ب شما شادباش بگویم

    جناب دکتر قادری برای شما و خانواده محترمتون و دوستان و همه همشهری های عزیزتون تو سال جدید سلامتی موفقیت و شادی ارزو میکنم امیدوارم لحظات بسیار خوبی تو سال جدید داشته باشین پیشاپیش نوروزتون مبارک

    • avatar

      خیلی ممنون از لطفتون رفیق | منم از طرف همشون عید رو ب شما و همه عزیزانتان تبریک میگم| ایشالا ک ب هر آنچه دلتون میخواد برسین و هر سالتون بهتر از قبلش باشه

    • avatar

      slaw barez .saitakat va harwaha sali nwet piroz bet. hivadarm saleki pr la sarkawtn va khoshi bet bot. zoor shad bum ba jvabi olum payakat..

      • avatar


        سڵاو له‌یلا خان| هه‌ڵبه‌ت بۆچونه‌که‌ت له وڵامی ئه‌ی بولوت دا نوسیوه‌ته‌وه به‌س پێم وایه بۆ منه!
        ساڵی نوێ له ئێوه‌ش پیرۆز و سپاسی سه‌ردانتان، هه‌ر چه‌ند دره‌نگ هاتوون! | هه‌روه‌ها بۆ ئێوه‌ش| دوباره سپاس بۆتان و هیوای سه‌رکه‌وتن بۆ ئێوه‌ش

  2. avatar

    براستی برادر گرامی راجب به فایلهای صوتی چێشتي مجێور دستت درد نکند عالی بود

  3. avatar

    سلاو ریزدار
    سپاس بو دانانی چیشتی مجیور، پیم وابی ئه و 91 فایله ته واوی چیشتی مجیور نیه، ئاخیری به شی91 ده لی تا به شیکی تر خواتان له گه ل. وایه یا ته واوه؟
    زور زور سپاس

    • avatar

      سڵاو کاک که‌ماڵ
      خاییش ده‌که‌م
      نه‌وه‌ڵڵا برا، هه‌ر 1 فایلی که‌مه‌؛ واتا 92 فایله و ئه‌ویشم گه‌ر بۆ په‌یدا بێت دای ده‌نێم؛ به‌ڵام نیمه!
      هه‌ڵبه‌ت ده‌توانن ئه‌و به‌شه‌ی که‌ نزیکه‌ی 10 لاپه‌ڕ ده‌بێت، له‌ ڕوی کتێبه‌که‌ بیخوێننه‌وه
      سپاس بۆ ئێوه و سه‌ردانتان

  4. avatar

    با سلام
    بابت کتاب ممنون یه اثر ماندگار واسه ادبیات کردیه ،کاش قسمت 92 رو هم میذاشتی ولی باز عالیه

    پاییزه دار و ده ون بی برگه دل په شوکاوی خه یالی مه رگه

    پاییز است و درختان بی برگ شده اند دل من از خیال مرگ سردرگم شده است

    هه ر گه لایی ک که له داری ک ده وه ری نوسراوه یه که به ناخوش خه به ری

    هر برگی که از درختی می افتد، نوشته ایست با خبری تلخ

    تاو هه ناوی نیه وا مات و په شیو له شی زاماری ده کیشیته نه شیو

    آفتاب گرما ندارد و بی رمق است کشان کشان تن خسته ی خود را یدک میکشد

    روژپه ره سارده کزه ی بای زیریان کاته بو ژینی له دست چو و گریان

    روزگار سرد است و باد جنوبی سردی می وزد، وقت خوبیست برای گریه بر عمر از دست رفته

    دلی پر بو له په ژاره و له دلو ژینی خوی هاته وه بیر پیره هه لو

    دلش پر از درد و غم بود، عقاب پیر روزگار خود را بخاطر آورد

    به قسه خوشه مه ترسی مردن تاله ئه و هه ستی به مردن کردن

    به گفتار ساده است که از مرگ نترسی، ولی در واقع بسیار تلخ است که منتظر مرگ باشی

    کاتی کوچ کردنه وختی سه فه ره داخه که م سه ختی نه مانم له به ره

    وقت کوچ و سفر فرا رسیده ، اندوه و سختی نبودن در پیش است

    هه ر بینا هات ئه جه ل و من مردم با له شیوی ک په ر و بالی بردم

    شاید به ناگاه عجل بیاید و مرگم فرا رسد، در گوشه ای از آسمان ،باد پرو بالم را برکند

    تو بله ی پاشی نه مان ژینه ک بی؟ بو له شی سارده وه بو تینه ک بی؟

    آیا بعد از مرگ زندگی دیگری وجود دارد؟ آیا برای جسم سرد و مرده گرمایی هست؟

    تو بله ی ئه و خه وه هه ستانی بی؟ یا نه ئه و قافله وه ستانی بی؟

    آیا این پس از این خواب، بیداری هست؟ آیا این قافله توقفی خواهد داشت؟

    مرگه دی و دوا به هه موشت دی نی هه مو ئاواتی له دل ده ستی نی

    مرگ است، می آید و به همه چیز خاتمه می دهد، تمام آرزو ها را از دل می ستاند

    پاشه روکه یه کی بکم له و باخه تاکو بال و پری من پرداخه

    بگذار گشتی در این باغ بزنم، تا هنوز بال و پر من توان پرواز دارد

    هر بروم نابه لد و بی سه رو شوین دیار نیه خیلی هه لویان له چوین

    بی نشان و بی مقصد پرواز میکنم (به سوی ناکجا آباد). معلومم نیست خیل عقاب ها کجایند

    شارزای ریگه ی مردن کیه؟ چیه ئه و منزله کوینی جیه؟

    چه کسی راه مرگ را می شناسد؟ مکانش کجاست؟ چگونه جایی ست؟

    نامه ریبواری که لی هات و نه هات چاره کم به شکو ئاوا هات و نه هات

    قدم در راه مینهم، به امید تقدیر و هرچه در پیش است، شاید چاره ی بخت من اینگونه مقدر شود

    خوی به خوی کوت که ده چم بو لای قه ل که ی خودای پیر و به بیری گه لی مه ل

    به خود گفت: به نزد کلاغ میروم، کدخدای پیر و دانای پرندگان

    هه لفری راوکه ری زالی که ژ و کیو له چیای به رزه وه روی کرده نه شیو

    شکارچی پیر کوه و دشت پرواز کرد و از آسمان مرتفع به سمت دشت آمد

    که و ته ئه و ده شته له ترسا ته ق و ره و ده ر پری کورکور و کرمایه وه ک که و

    از ترس ورود عقاب هیاهو و بلوای در دشت در گرفت و پرندگان از هر گوشه پا به فرار گذاشتند

    هاته لای قه ل به کزی و بی وازی قه ل کوتی مامه هه لو ناسازی؟

    با دردمندی و بی رمقی به نزد کلاغ آمد، کلاغ گفت: جناب عقاب بیمار شده ای؟

    کوتی قالاوه ره شه ی پز کورم پیرم و پیه له لیوی گورم

    عقاب گفت: پرو بالم ضعیف شده.پیر شده ام و پایم لب گور است

    باخی ژینم به خه زان ژاکاوه کاتی مه رگه و عه جه لیش ناکه وه

    باغ زندگی ام از خزان در رنج است، زمان مرگ فرا رسیده و عجل به ناگاه در راه است

    پیم بلی چونه که تو هه ر لاوی زور به سال پیری به لام چا ماوی

    به من بگو چگونه است که تو هنوز جوانی، گرچه به سن و سال بسیار پیر هستی ولی سالم و سرحال مانده ای

    هیزی ئه ژنوم نیه بال بی هیزه هه مو گیان داری ژیان پاریزه

    زانو هایم توان ندارد و بالم ناتوان گشته، حیوانات به هر حال به این روز گرفتار می شوند

    قه ل کوتی باشه که گوی را دیری په ندی من پاکی به دل بس پیری

    کلاغ گفت: بهتر است که گوش فرا دهی و پندم را به دل بسپاری

    ئه و ده مه ی بابی به هه شتی من مرد دور له تو درد و به لای ئیوه ی برد

    زمانیکه پدر بهشتی من فوت کرد، دور جان شما، درد و بلای شما را با خود برد

    په ی کوتم روله ئه وه ی زار و نه زار هه یه تی درد و نه خوشی به هه زار

    به من گفت: فرزندم هر جانداری، پیر یا جوان، هزاران بیماری و مرض دارند

    دیق و زردویی و ئاهو و ورهه م به گژه ی بای به قه وت دین به ر هم

    دق و زردی و سکته و سرطان، مانند یک طوفان با هم به سراغ می آیند

    گوشتی که و چه نده که تام داره به ناو هه نگ و هالاوی ده هنویته هه ناو

    گوشت کبک هرقدر که خوشمزه است، بیماری های زیادی را بهمراه داتاوه سی بیر و خه یال سرده که وی که له گور که و تی وه ها در ده که وی

    میل و هوس بر تو پیروز میشود ولی در دوران پیری هزاران مرض پدیدار میشود

    پین و پالی که له پالی دی یه منزلی نوکه ری خوتی لی یه

    ولی گنداب و لجن زار (پهن و سرگین) روستا ها، منزلگاه من است

    که ره توپیو که لاکی گویلک هه لمی دل رونکه ره وه ی سه گویلک

    الاغ مردار و لاشه ی گوساله ها، پاک کننده و شفا بخش تن و جان هستند

    پیکه وه چینه بکه ین له و په ینه بوی سنیر مه رحه می بیر و زینه

    بیا با هم در این پهن ها چینه کنیم، برای ما دوای درد ذهن و هوش است

    ول به وه چه نده به معنا قوله مه ثه ل و گفتی قه دیما قوله

    دقت کن که چقدر معنی این گفته عمیق است، ضرب المثل قدیمیان است و پر معنی

    بیکه سه ر مشقی ژیان ئه و ئیشه هه ر له سه ر داری نه وی هه ل نیشه

    این کار را سر مشق زندگی ات قرار بده، فقط بر روی درختان کوتاه، فرود بیا (هرگز بلند پروازی نکن)

    هاته وه بیری هه لو رابردوی پاکی بوژانه وه یادی مردونی

    عقاب گذشته ی خود را به یاد آورد، تمام خاطرات در ذهنش مرور شد

    گول کرا رایه خ و پایه ندازم چه نده ئاژوا له شی کیو ئاوازم

    زمین و دشتها در زیر پایم بود، چقدر تن کوه ها به آواز من لرزید

    چه نده روانه مه زه وی له و بانه کیو و ده شت له و سه ره وه چه ن جوانه

    رودخانه ها از این بالا چقدر روان هستند، کوه و دشت از این بالا چقدر زیباست

    چه ن چکوله ن په له وه ر له و به رزه ئاخ که چه ن خویری گره ئه م ئه رزه

    موجودات از این بالا چقدر کوچک به نظر میرسند، افسون که این زمین فرومایگان را در بر گرفته است

    چه نده راوی که و که و بارم کرد دژمنی تاقه نیشم قارم کرد

    چقدر پرندگان و کبک ها را شکار کردم و دشمنان را از پای در آوردم

    کولکه زیرینه وه کو طاقی زه فر ئاسمان بو منی به ست کاتی سه فر

    رنگینکمان مانند طاق ظفری بود که آسمان در هنگاه سفر برایم می ساخت

    هه و ته وانان بو مدالی شه ری من چه نده شوراوه به خوین شاپه ری من

    مدالهای جنگی فراوانی کسب کرده بودم و شاه پر من بارها با خون شسته شده بود

    ئه ستا بو وا ره به ن و داماوم؟ من هه لو، چاو له دمی قالاوم؟

    پس چرا اکنون اینگونه فرتوت و درمانده شده ام؟ من عقاب، چشم به سخنان کلاغ دارم؟

    ساکه و کاره وه ها ساکاره مرگه میوانی گه دا و خون کاره

    تقدیر چنین است و چاره نیست، مرگ مهمان گدایان و فاتحان است

    هه وری ئاسمان بی خلاتم باشه باله شم خاکه پکیشن باشه

    بگذار کفن من ابرهای آسمان باشد، بگذار خاک بر روی جسمم بریزند

    کوتی وا شینی دریژ پیش که شی خوت گوشتی منداره وه بو هه ر به شی خوت

    عقاب به کلاغ گفت: عمر طولانی پیشکش خودت، گوشت مردار هم ارزانی خودت (سهم خودت)

    “ژینی کورت و به هه لویی مردن نه ک په نا بو قه لی رو ره ش بردن

    عمر کوتاه و عقابانه مردن، نه اینکه به کلاغ روی آوردن

    لای هه لوی به رزه فری برزه مژی چون بژی شرطه نه وه ک چه نده بژی”

    در نزد عقاب بلند پرواز آسمانها، چگونه زیستن مهم است، نه چه اندازه زیستن (شرط چگونه زیستن است، نه چه اندازه زیستن)

  5. avatar

    با سلام
    بابت کتاب ممنون یه اثر ماندگار واسه ادبیات کردیه ،کاش قسمت 92 رو هم میذاشتی ولی باز عالیه

    پاییزه دار و ده ون بی برگه دل په شوکاوی خه یالی مه رگه

    پاییز است و درختان بی برگ شده اند دل من از خیال مرگ سردرگم شده است

    هه ر گه لایی ک که له داری ک ده وه ری نوسراوه یه که به ناخوش خه به ری

    هر برگی که از درختی می افتد، نوشته ایست با خبری تلخ

    تاو هه ناوی نیه وا مات و په شیو له شی زاماری ده کیشیته نه شیو

    آفتاب گرما ندارد و بی رمق است کشان کشان تن خسته ی خود را یدک میکشد

    روژپه ره سارده کزه ی بای زیریان کاته بو ژینی له دست چو و گریان

    روزگار سرد است و باد جنوبی سردی می وزد، وقت خوبیست برای گریه بر عمر از دست رفته

    دلی پر بو له په ژاره و له دلو ژینی خوی هاته وه بیر پیره هه لو

    دلش پر از درد و غم بود، عقاب پیر روزگار خود را بخاطر آورد

    به قسه خوشه مه ترسی مردن تاله ئه و هه ستی به مردن کردن

    به گفتار ساده است که از مرگ نترسی، ولی در واقع بسیار تلخ است که منتظر مرگ باشی

    کاتی کوچ کردنه وختی سه فه ره داخه که م سه ختی نه مانم له به ره

    وقت کوچ و سفر فرا رسیده ، اندوه و سختی نبودن در پیش است

    هه ر بینا هات ئه جه ل و من مردم با له شیوی ک په ر و بالی بردم

    شاید به ناگاه عجل بیاید و مرگم فرا رسد، در گوشه ای از آسمان ،باد پرو بالم را برکند

    تو بله ی پاشی نه مان ژینه ک بی؟ بو له شی سارده وه بو تینه ک بی؟

    آیا بعد از مرگ زندگی دیگری وجود دارد؟ آیا برای جسم سرد و مرده گرمایی هست؟

    تو بله ی ئه و خه وه هه ستانی بی؟ یا نه ئه و قافله وه ستانی بی؟

    آیا این پس از این خواب، بیداری هست؟ آیا این قافله توقفی خواهد داشت؟

    مرگه دی و دوا به هه موشت دی نی هه مو ئاواتی له دل ده ستی نی

    مرگ است، می آید و به همه چیز خاتمه می دهد، تمام آرزو ها را از دل می ستاند

    پاشه روکه یه کی بکم له و باخه تاکو بال و پری من پرداخه

    بگذار گشتی در این باغ بزنم، تا هنوز بال و پر من توان پرواز دارد

    هر بروم نابه لد و بی سه رو شوین دیار نیه خیلی هه لویان له چوین

    بی نشان و بی مقصد پرواز میکنم (به سوی ناکجا آباد). معلومم نیست خیل عقاب ها کجایند

    شارزای ریگه ی مردن کیه؟ چیه ئه و منزله کوینی جیه؟

    چه کسی راه مرگ را می شناسد؟ مکانش کجاست؟ چگونه جایی ست؟

    نامه ریبواری که لی هات و نه هات چاره کم به شکو ئاوا هات و نه هات

    قدم در راه مینهم، به امید تقدیر و هرچه در پیش است، شاید چاره ی بخت من اینگونه مقدر شود

    خوی به خوی کوت که ده چم بو لای قه ل که ی خودای پیر و به بیری گه لی مه ل

    به خود گفت: به نزد کلاغ میروم، کدخدای پیر و دانای پرندگان

    هه لفری راوکه ری زالی که ژ و کیو له چیای به رزه وه روی کرده نه شیو

    شکارچی پیر کوه و دشت پرواز کرد و از آسمان مرتفع به سمت دشت آمد

    که و ته ئه و ده شته له ترسا ته ق و ره و ده ر پری کورکور و کرمایه وه ک که و

    از ترس ورود عقاب هیاهو و بلوای در دشت در گرفت و پرندگان از هر گوشه پا به فرار گذاشتند

    هاته لای قه ل به کزی و بی وازی قه ل کوتی مامه هه لو ناسازی؟

    با دردمندی و بی رمقی به نزد کلاغ آمد، کلاغ گفت: جناب عقاب بیمار شده ای؟

    کوتی قالاوه ره شه ی پز کورم پیرم و پیه له لیوی گورم

    عقاب گفت: پرو بالم ضعیف شده.پیر شده ام و پایم لب گور است

    باخی ژینم به خه زان ژاکاوه کاتی مه رگه و عه جه لیش ناکه وه

    باغ زندگی ام از خزان در رنج است، زمان مرگ فرا رسیده و عجل به ناگاه در راه است

    پیم بلی چونه که تو هه ر لاوی زور به سال پیری به لام چا ماوی

    به من بگو چگونه است که تو هنوز جوانی، گرچه به سن و سال بسیار پیر هستی ولی سالم و سرحال مانده ای

    هیزی ئه ژنوم نیه بال بی هیزه هه مو گیان داری ژیان پاریزه

    زانو هایم توان ندارد و بالم ناتوان گشته، حیوانات به هر حال به این روز گرفتار می شوند

    قه ل کوتی باشه که گوی را دیری په ندی من پاکی به دل بس پیری

    کلاغ گفت: بهتر است که گوش فرا دهی و پندم را به دل بسپاری

    ئه و ده مه ی بابی به هه شتی من مرد دور له تو درد و به لای ئیوه ی برد

    زمانیکه پدر بهشتی من فوت کرد، دور جان شما، درد و بلای شما را با خود برد

    په ی کوتم روله ئه وه ی زار و نه زار هه یه تی درد و نه خوشی به هه زار

    به من گفت: فرزندم هر جانداری، پیر یا جوان، هزاران بیماری و مرض دارند

    دیق و زردویی و ئاهو و ورهه م به گژه ی بای به قه وت دین به ر هم

    دق و زردی و سکته و سرطان، مانند یک طوفان با هم به سراغ می آیند

    گوشتی که و چه نده که تام داره به ناو هه نگ و هالاوی ده هنویته هه ناو

    گوشت کبک هرقدر که خوشمزه است، بیماری های زیادی را بهمراه داتاوه سی بیر و خه یال سرده که وی که له گور که و تی وه ها در ده که وی

    میل و هوس بر تو پیروز میشود ولی در دوران پیری هزاران مرض پدیدار میشود

    پین و پالی که له پالی دی یه منزلی نوکه ری خوتی لی یه

    ولی گنداب و لجن زار (پهن و سرگین) روستا ها، منزلگاه من است

    که ره توپیو که لاکی گویلک هه لمی دل رونکه ره وه ی سه گویلک

    الاغ مردار و لاشه ی گوساله ها، پاک کننده و شفا بخش تن و جان هستند

    پیکه وه چینه بکه ین له و په ینه بوی سنیر مه رحه می بیر و زینه

    بیا با هم در این پهن ها چینه کنیم، برای ما دوای درد ذهن و هوش است

    ول به وه چه نده به معنا قوله مه ثه ل و گفتی قه دیما قوله

    دقت کن که چقدر معنی این گفته عمیق است، ضرب المثل قدیمیان است و پر معنی

    بیکه سه ر مشقی ژیان ئه و ئیشه هه ر له سه ر داری نه وی هه ل نیشه

    این کار را سر مشق زندگی ات قرار بده، فقط بر روی درختان کوتاه، فرود بیا (هرگز بلند پروازی نکن)

    هاته وه بیری هه لو رابردوی پاکی بوژانه وه یادی مردونی

    عقاب گذشته ی خود را به یاد آورد، تمام خاطرات در ذهنش مرور شد

    گول کرا رایه خ و پایه ندازم چه نده ئاژوا له شی کیو ئاوازم

    زمین و دشتها در زیر پایم بود، چقدر تن کوه ها به آواز من لرزید

    چه نده روانه مه زه وی له و بانه کیو و ده شت له و سه ره وه چه ن جوانه

    رودخانه ها از این بالا چقدر روان هستند، کوه و دشت از این بالا چقدر زیباست

    چه ن چکوله ن په له وه ر له و به رزه ئاخ که چه ن خویری گره ئه م ئه رزه

    موجودات از این بالا چقدر کوچک به نظر میرسند، افسون که این زمین فرومایگان را در بر گرفته است

    چه نده راوی که و که و بارم کرد دژمنی تاقه نیشم قارم کرد

    چقدر پرندگان و کبک ها را شکار کردم و دشمنان را از پای در آوردم

    کولکه زیرینه وه کو طاقی زه فر ئاسمان بو منی به ست کاتی سه فر

    رنگینکمان مانند طاق ظفری بود که آسمان در هنگاه سفر برایم می ساخت

    هه و ته وانان بو مدالی شه ری من چه نده شوراوه به خوین شاپه ری من

    مدالهای جنگی فراوانی کسب کرده بودم و شاه پر من بارها با خون شسته شده بود

    ئه ستا بو وا ره به ن و داماوم؟ من هه لو، چاو له دمی قالاوم؟

    پس چرا اکنون اینگونه فرتوت و درمانده شده ام؟ من عقاب، چشم به سخنان کلاغ دارم؟

    ساکه و کاره وه ها ساکاره مرگه میوانی گه دا و خون کاره

    تقدیر چنین است و چاره نیست، مرگ مهمان گدایان و فاتحان است

    هه وری ئاسمان بی خلاتم باشه باله شم خاکه پکیشن باشه

    بگذار کفن من ابرهای آسمان باشد، بگذار خاک بر روی جسمم بریزند

    کوتی وا شینی دریژ پیش که شی خوت گوشتی منداره وه بو هه ر به شی خوت

    عقاب به کلاغ گفت: عمر طولانی پیشکش خودت، گوشت مردار هم ارزانی خودت (سهم خودت)

    “ژینی کورت و به هه لویی مردن نه ک په نا بو قه لی رو ره ش بردن

    عمر کوتاه و عقابانه مردن، نه اینکه به کلاغ روی آوردن

    لای هه لوی به رزه فری برزه مژی چون بژی شرطه نه وه ک چه نده بژی” ….

    در نزد عقاب بلند پرواز آسمانها، چگونه زیستن مهم است، نه چه اندازه زیستن (شرط چگونه زیستن است، نه چه اندازه زیستن)

    • avatar

      سلاو كاك عومه ر

      خايش ده كه م. هيوادارم كه كه لكي لي وه ر بگرن

      زور سوپاس بو ئه و شيعره جوانه تان؛ من بوخوشم له رووي ده نگيك كه پيم بوو، نوسيبومه وه؛ به س له هه موي تي نه ده گه يشتم؛ ده ست خوش كه بوتان نوسيم برا گيان

      وه للا ئه لقه ي 92م نه بو به داخه وه… هه لبه ت باشيه كي هه يه؛ ئه ويش ئه وه يكه پياو مه جبور ده بيت كه بچي كتيبه كه ي بخوينيته وه؛

      زور سوپاس بو سه ردانتان كاك عومه ر

  6. avatar

    زور زور سپاس تان اکم به تایبت کاک صلاح گیان به راستی کارتان جوانه دستان خوش به

     

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Scroll To Top