پیامها

بعد از سه ماه و نیم سلااااااااااااام

سلام دوستان….

بعد سه ماه و نیم بالاخره برگشتم یه مطلب بذارم رو وبلاگ ولی به نظرم ارزشی نداشت اینکه یه مطلب رو از یه جای اینترنت کپی کنم و بیام اینجا ثبتش کنم چونکه خودم هم نه تنها دوست ندارم کسی از وبلاگ های من چیزی برداره بلکه ناراحت هم میشم که البته حق هرکسی هم هستش. چیزی که با زحمت خودت نوشتی و الان کسی بیاد همین جوری مفتی برداره نمیشه….البته این ارزش رو هم نقض نمیکند که نباید شخص داشته‌هاشو واسه خودش نگه داره و به کسی نگه منتها طرف میتونه لینکش رو بده و مشتاق و خواهانش بیاد از روی اصل مطلب بخونه نه کپی!

بنده الان در خوابگاه تمدن ۶ دانشگاه علوم پزشکی تبریز – اتاق ۴۰۱ تخت وسط طبقه دوم نشستم و دارم از حیث درس های کم امتحانی مشغول وبلاگم و مطلب مینویسم….البته حیف هم هستش که آدم وبلاگی رو که همیشه باهاش بوده حدود پنج سال الان چند ماه آپش نکنه….هر چند من هر روز به بخش نظراتش نگاه میکنم و حتما پاسخشون رو میدم….ولی یادمه که یه وقتایی با این اینترنت دیال آپ و سرعت فوق العاده اش مطالب زیادی هم میگذاشتم و الان این همه مگا و گیگاهای حجم نامحدود اینترنت خوابگاه صرف دنیای دیگری از وبلاگ نویسی می شود و اکثرش دنبال کدنویسی براساس حداقل آموزش ممکن و حداکثر آزمایش و خطا میباشم….!!!خیلی رفتیم اون ور….روی تخت نشستم و حدود چهارساعته که به یه فرم نشسته و اندکی بچه بیکارتر از این به ظاهر بیکار پایین نشسته و حتی برگهای پاسور رو هم پاره پاره کردن….تا الان که بیست و یک-پنج است این حکم دور و دراز و احتمال دارد تا صبح ادامه پیدا کند…هر کی میاد و میره ….سلام صلاح….صلاح سلام ….سلاااااام…..هی باتو هستم!!! ببخش ببخش مشغول وبلاگ بودم حواسم نبود….خوش اومدی….الان هم یکی از بچه های ریش دار بوکانی کنارم ایستاده و سر به روی تخت گذاشته اند و مینگرند از روی بیکاری این بیکار رو….

هفته‌ی آینده هم امتحان بافت شناسی عملی داریم و باید درسی که در طول سه ماه به اندازه بیست و پنج صدم نخونده ایم به اندازه‌ی چهل برابرش بخونیم…..هفتاد دونه لام میکروسکوپ باید از بیست تای سوال شده ده تاش رو تشخیص بدی….تازه تا یه ناپلئونی نوش جان بفرمایی…..

بالاخره رفتن بیرون این حکم باز و حاکمان ما….جدی میگما….شوخی که نداشتیم……پس ما هم بریم یه لقمه بافت عملی رو نگاه کنیم. این مطلب هدفی نداشت جز گرفتن وقت شما و همچنین تخلیه آنچه در دل ماست…..دلمون گرفته بود…..حالا خالی شد…..برید خون بیارید…از خودته که برخودته….سرنمیزدی!!! فعلا….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Scroll To Top